محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
24
مجمع الانساب ( فارسى )
الامير نصر بن احمد و چون امير احمد بن اسماعيل بقتل آمد پسرش نصر بن احمد هشت ساله بود . اركان دولت او را بر تخت نشاندند و وزرا و امرا حكم مىراندند تا وقتى كه او به سن شباب رسيد مردى تمام آمد هم در عقل و تدبير و هم در عدل و تدبير . و در ايام او بسيار كس قصد مملكت كردند و او بر جملهء اعادى مظفر شد و گردنهاى همه فروشكست و مملكت را نگاه داشت و سپاه و رعيت را نيكو بپرورد . مدت پادشاهيش به سى سال رسيد « 3 » و در سنهء احدى و ثلاثين و ثلاث مائه « 4 » گذشته شد . الامير نوح بن نصر و به حكم وصايت ، ملك به پسرش دادند نوح بن نصر ، و او مردى صاحب بخت بود و تمامت ممالك را در ضبط آورد . و طاعت خلفا داشت و هداياى بسيار به دار الخلافه فرستاد و خلفا از وى خشنود بودندى . و تمامت ايران زمين را در ظل معدلت گرفته بود . و در عهد او كار آل سامان قوى شد و سر به آسمان مىسود . و دوازده سال در دست سلطنت روزگار گذرانيد و در سنهء ثلاث و اربعين و ثلاث مائه وفات كرد . بعد از او پسرش نشست . الامير عبد الملك بن نوح و عبد الملك پادشاهى بود عادل ، بزرگ همت و روزگارى به سلامت داشت و بنى عباس از وى شاكر بودند و هر كجا لشكرى فرستادى ، مظفر باز آمدندى . روزى در شكارگاه اسب از دنبالهء نخجيرى بتاخت و خطا كرده بيفتاد و وفات يافت در سنهء خمسين و ثلاث مائه و برادرش به ملك بنشست . الامير منصور بن نوح پس چون عبدالملك نماند امرا و اركان بر برادرش منصور اتفاق كردند و او
--> ( 3 ) . در تاريخ گزيده : « سى و سه سال و دو ماه » . ( 4 ) . در تاريخ گزيده : « ثلاثين و ثلاث مائه » .